X
تبلیغات
رایتل

Mehrsam

مهرسام برایت مینویسم تا شاید روزی بخوانی

اولین مسافرت مهرسامی به شمال


بلاخره عکسای جدید مهرسامی اومد








اول از همه ی مامان و بابای گلت


این عکس مال مسافرت عید نوروزمون به شمال هست عزیزم 

اینجا هم یک منطقه ی بسیار زیبا در جاده ی سمنانه که اسمش یادم رفته


عاشقتم وقتی که اینطوری رو سینه ی داداش مهردادیم میخوابی

عمه فدات بشه





این عکسم تو ویلای شمالیم نفسم

با خستگی میگی : بسه دیگه عمه جون چقدر ازم عکس میگیری بزار یکم بخوابم


الهی دورت بگردم از چشمات خواب میبارید ولی بچه ها سر و صدا میکردن تو هی بیدار میشدی





اینجا هم همون ویلای شماله شما تو بغل زن عمو آیدا دراز کشیدی

منتظر مهمون های شمالیمون هستیم که قراره بیان خونمون

این لباساتو منو عمو میلاد برای تولد یک ماهگیت خریدیم عزیز دلم






این عکستم مال وقتی هست که برگشتیم مشهد


قربون اون چشمات بشم که داری با ناز میاری برام وقتی که میخوام ازت عکس بگیرم

عاشقتم نفسم

راستی این لباساتم منو عمو میلاد برای عید نوروزت خریدیم که بهت عیدی بدیمشون


عاشقتیم مهرسام جونم





اینجا هرچی بهت میگم مهرسامی بهم نگاه کن میخوام ازت عکس بگیرم

لج کرده بودی همش میخواستی از بغل بابا مهردادت در بیای

آخه کوچولوی دو ماهه ی من شما رو چه به پیاده روی نفسم





اینجا بازت کرده بودیم که به پاهات مخلوطی از روغن بادوم و فندق و زیتون و کنجد بزنیم 

فدات بشم که اینقدر پر جنب و جوش هستی که اجازه نمیدی ازت عکس بگرم عمه جونم




اینجا هم بسته بندیت کردیم که بخوابی دیگه نفسم

عادت کردی موقع خواب که ببندیمت

اگر نبندیمت اصلا نمیخوابی و همس غر میزنی و  گریه میکنی


الهی عمه فدای اون چشمای مظلومو معصومت بشه نفسم




اینم عکس جدیده جدیدته نفسم

تازه کچلت کردیم و شما و بابا مهردادت تو حال هستین

شبش خیلی بابایی رو اذیت کردی اصلا نمیزاشتی بخوابه

نه رو نینی لای لای میخوابیدی نه رو تشک خودت

فکر کن اول بالشتشو برداشته تورو روش گذاشته یکم خوابت برده

بعد باز بیدار شدی غر زدی

بعد شمارو گذاشته رو شکمش دیگه راحت گرفتی خوابیدی

شیطون خودمی دیگه


(چقدر خوبه که مامان و بابات کنار ما زندگی میکنن و من هر لحظه کنارت نفس میکشمو زندگی میکنم)




[ چهارشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ] [ 01:11 ق.ظ ] [ romina ] [ 0 نظر ]

دیگر امکانات

جاوا اسکریپت

کد آهنگ